رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

49

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

غلامان سلطنتى به‌دست مىدهد . اين غلامان بعدها به نسبتى افزاينده به حكومت ايالات و نواحى مختلف رسيدند . بنابر گزارش منبع در اختيار ما چون جنگ و جدال امرا با يكديگر مملكت را به سرحد زوال و تباهى رسانده بود شاه عباس اول مقرر داشت « كه بايد امراى عظام را از طوايف مختلف انتخاب كنند و ارتباط ايشان را با خاندان و تيرهء خود قطع كنند . درست عين قورچىها - ملازم حضور شاهنشاه ايران ( ملازم خاصهء پادشاه قزلباش ) را قورچى و رهبر قورچىها را قورچىباشى مىناميده‌اند - او بسيارى از كسانى را كه به دين و اعتقاد ديگرى بودند و يا مورد حمايت او قرار داشتند مانند چركسها ، گرجيها و ارامنه گردآورد و قسمت اعظم امور دولتى و كارهاى مهم شهرهاى بزرگ و ايالات را بدانان سپرد » « 217 » . در عين حال از همين مرجع مطلع مىشويم كه شاه عباس مقام فرماندهى غلامان سلطنتى ( قلّر آقاسى ) را ايجاد كرد و بدوا « كسى را » به‌نام يولقلى بيگ به اين مقام منصوب كرد و پس از مرگ او اللّه ويردى خان را جانشين وى ساخت . اللّه ويردى خان در هنگام انتصاب با اعطاى « طبل و علم » و « لقب خانى » نيز مفتخر شد . بعد به آنها اقطاع و حقوق شايسته ( اقطاعات و ادرارات عمده ) نيز داده شد و « وزير و مستوفى خاصى » را نيز براى تمشيت امور آنها مأمور كردند . مرجع ما كه در سال 1025 ( - 1616 م . ) تأليف

--> ( 217 ) - روضة الصفويه ، ص b 371 ، در اينجا از نسخهء خطى لندن ( B . M . , MS . or 3388 ) ، برگ b 292 چنين نقل مىشود : . . . قرار فرمودند كه امراى عظام از طوائف مختلفهء متنوعه ملازم اختيار فرمايند و مدار بر اويماق خويش نگذارند و بر مثال قورچى كه ملازم خاصهء پادشاه قزلباش را به آن نام مىنامند و رأس ( و ) رئيس ايشانرا قورچىباشى از ذمى و زنهارى چراكسه و گرجيه و ارمنيه عبيد و خدم بلانهايه جمع‌آورده اكثر حكومت و مهمات بلاد و ولايات عمده برنام اقتدار ايشان بازگشت .